کارت تبریک

اون زمان که نه کامپیوتری بود و نه ایمیل و کارت پستال الکترونیکی، کارتهای تبریک کاغذی بود که با وجودیکه الان هم هست، ولی طرفدار آنچنانی نداره. در واقع هر شخصی که توسط ایمیل با دوستان و همکارانش در ارتباطه، ترجیح میده ازهمین روش، انوع و اقسام کارتهای تبریک رو بفرسته. البته این کارتهای کاغذی در ادارات و شرکتها مصرف کنندگان خاص خودشون رو دارن.

کارتهای تبریک برای مناسبتهای مختلف طراحی و چاپ شده بود که اکثرا تشابهات زیادی با هم داشتن.



  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

سال نو مبارک


بهار آمد با عطر گل راز         زند بلبل با نغمه ی آواز
نوا آمد از باغ و دشت و دمن
بیا که روشن شده لاله به صحرا     به باغ سبزه، چه نقشی زده باران
که اکنون دل عاشق ، شده شیدا
ز بهاران شده ، شکوفه باران گلشن              بنگر ای گل من ، لطف خدا را
لاله رویید ، زمین پرگل و ریحان بینی     زشقایق همه جا ، گشته چراغان بیا
بیا که روشن شده لاله به صحرا        به باغ سبزه ، چه نقشی زده باران
که اکنون دل عاشق ، شده شیدا
دانلود کنید :

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

پیک شادی

اول دبستان که بودم، پیک شادی من تو کلاس اول شد. هم مدرسه بهم جایزه داد و هم خانومن معلم دو تا تی شرت خوشگل به من هدیه  داد. برای همین معلم سال اولمون رو خیلی دوست داشتم و دارم. از سالهای بعدش پیک من اول نشد.

 *** *** ***
پیک شادی یکی از معضلات سال نو بود. تکلیف اجباری که قرار بود برنده ای هم داشته باشه. سوالاتی داشت که در حد بچه های اون مقطع نبود و فقط دست بزرگترها رو میبوسید.
هر کدوم از بچه ها هم به سلیقه خودشون به مجله آب و رنگ میدادن و توجه معلم مدرسه رو برای برنده شدن جلب میکردن.

  *** *** ***
برادرم همیشه به پیک شادی میگفت "پیک غم" . حتی وقتی خودش دبیرستان رفت و دیگه پیک شادی نداشت، پیک بچه های کوچکتر فامیل رو میگرفت و میگفت این پیک غمه و بدید من پارش کنم. بچه ها هم میترسیدن و زار میزدن که پاره نکن، معلم گفته میبینه و نمره میده.
 *** *** ***
همیشه سعی میشد پیک شادی در روزهای آخر داده بشه تا بچه ها مجبور بشن تا روز آخر مدرسه بیان. البته زمان ما دادن پیک شادی،  با پایان امتحانات ثلت یا دادن کارنامه امتحان ثلث دوم مصادف میشد.
امتحانات ثلث که یادتون نرفته؟

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

شادیهایمان را قسمت کنیم

برادرم به من میگه: الهام تو مثل کلاغ هستی. هرچیز براق و قشنگ رو نگه میداری ولی استفاده نمیکنی!

*** *** ***
اکثر خانمها و شاید بعضی از آقایون اینجوری باشن که یه چیزایی رو یه زمانی میخرن ولی از طرفی نه استفاده میکنن و نه حاضر میشن بعد مدتی به کسی بدن. میگن حیفه کلی پول بالاش رفته.
آخه یکی نیست بگه اگه مصرف نداره چرا خریدی یا چرا نگه داشتی. بده به کسی که قدرشو بدونه یا نیاز داشته باشه.

*** *** ***
وقتی نمایشگاه میریم مثل چی دنبال جمع کردن اشانتیون و هدایای تبلیغاتی هستیم. اگه تو شرکت و بانک و .. کار میکنیم که برامون هدیه عید و غیرعید، کیف پول و کلاسور و تقویم و ... میارن، خوشگلهاشو جدا میکنیم ، میزاریم تو کمد و میگیم لازم میشه. 
بعد چند سال که یادمون رفت داریمش، توی خونه تکونی از گنجه پیداش میکنیم و میگیم خوشگله، حیفه توش بنویسم یا خراب میشه استفاده کنم. یا اگه عطر باشه میگیم دلم نمیاد مصرف بشه و تموم بشه.
چند سال بعد یا بوی عطرعوض شده یا پریده یا تاریخ مصرف فلان ماده آرایشی تموم شده یا کش جوراب فاسد شده یا ... .
در نهایت مجبوری دور بندازی و افسون بخوری.
*** *** ***
لاقل چیزایی که خراب شدنی نیستن رو اگه استفاده نکردی جدا کن و به کسی بده که خوشحال بشه.
امسال که تصمیم به پخش و پلا کردن دارائیهام گرفتم در کنار فکرهایی که براشون کردم، یه جرقه به ذهنم رسید و اونهم این بود که هرچیزی داشتم که چند سال مثل کلاغ جمع کرده بودم و استفاده نکرده بودم و سالم بودن رو کنار گذاشتم تا بعد عید ببرم حوزه کمیته امدادی که سال پیش درس میدادم. لاقل اونها به عنوان جایزه به بچه هاشون بدن تا یه دلی برای چند دقیقه ای خوشحال بشه.
البته اگه شما زودتر به فکرتون میرسید میتونستید به همین جشنهای نیکوکاری و عاطفه ها هم بدید .

*** *** ***
نه خودمون لذت چیزی رو که داریم میبریم و نه میزاریم دیگری لذتشو ببره. پس داشتن این چیزا چه فایده داره؟؟؟


  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS